عبدالله

عبدالله

بانوی مهربونی ها (2)
ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

وقتی که چشمام, به نگات میفته / حس میکنم تنهایی دلم رو

حس می کنم, چی میگذره به قلبم / وقتی می بینه مرگِ باطلم رو

****

بانوی مهربونی ها / واسَم یه مهربونی کن

نزار به آخر برسم/ بیا و همزیونی کن

****

شاید خدا نخواست که ما / دستامون رو بهم بدیم

شاید خدا خواست ولی ما / به هم دیگه نارو زدیم

****

به خیلی ها گفتم!! دروغ: / خودم گذاشتم که بری

آخه کسی باور نکرد/ تنهام بزاری و بری

 

ناجی مهربونی ها / دست من و گرفته بود

خودم بهش گفتم برو / خیلی دلم گرفته بود

****

دستم و ول کردی برم / تو روزگارم غرق شدم

برم تا تنها بمونی / من از تو تنها تر شدم

****

نه!!! اینکه مهربونی نیست / تو از دلم خسته شدی

یا بینمون کس دیگست / شاید که وابسته شدی

****

عهدی که بستیم ما دوتا / کنار ساحل نگات

گفتی که بامن می مونی / گفتم میمونم چِشم بِرات

****

از وقتی رفتی مهربون / اینجا هوا بارونیه

دریا, چه طوفانی شده /اینجا پر از تنهاییه

****

اما هنوز برای من / یه ناجی مقدسی

تو لحظه های بی کسیم / باید به دادم برسی

 


 
مسافر
ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

گر از سفر بازآیی

دلم جوانه می شود..

صدای سرد و خسته ام نت ترانه می شود..

نگاه, نگاه, نگاهِ من پر از بهانه می شود..

صدا و دل, نگاه من چه عاشقانه می شود..

 


 
کتاب مجموعه ای از اشعار در قالب زلال برای موبایل
ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:
قالب زلال یکی از قالب های جدید ادبیات است که در سال 1388 توسط آقای ابو الفضل عظیمی بیلوردی (دادا) به دوست داران ادبیات معرفی شد . تا الان بیش از پنجاه شاعر از این قالب استقبال کرده اند که در این کتاب یک شعر از هر کدام از این شاعرها و در قالب زلال می خوانید . (اف بوک 1)
به کوشش 
محمد رسول باوندپور 
اطلاعات تکمیل در مورد قالب زلال:

 


 
من و او (زلال)
ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

تنها شدم

از دیده ها پنهان شدم


تنها نشستم با خودم, من با خدا


دل داده و دل برده ام


زیبا شدم
اولین زلال من تقدیم به استاد ابوالفضل عظیمی بیلوردی ( دادا ) 

 


 
سکوت تلخ
ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

 

سکوت خوب یا بد؟؟

این روزها حال خوبی ندارم خیلی حرفها تو دلمه که باید بگم ولی نمی تونم.


دعا میکنم بخاطر سکوتم در آینده بازخواست نشم..


خیلی چیزهایی که می بینم اذیتم می کنه ولی از اینکه دربارش حرفی بزنم  عاجزم.. 


امیدوارم هیچ وقت حال من رو نداشته باشید.


چه خوش گفت فروغ عزیز



شاید نبوده قدرت آنم که در سکوت 

احساس قلب کوچک خود را نهان کنم 

بگذار تا ترانه من رازگو شود 

بگذار آنچه را که نهفتم عیان کنم  




و چه خوش تر احمد پروین حرف دل من رو سروده بود: 





از من نخواه کز دل آزاد بگذرم

از بیستون و تیشه فرهاد بگذرم

 

دشت سکوت اگرچه که جولانگه من است

شاید سوار مرکب فریاد بگذرم

 

هرگز نمی شود که سر چار راه فقر

شاد از کنار کودک نا شاد بگذرم

 

بگذشته ام ز دین خرافات خیز جهل

اما نه از صحیفه ی سجاد بگذرم

 

مانند گرد باد سرم گیج می رود

از شوره زار عقل چنان باد بگذرم

 

گنجینه ی عتیقه ترین عشق عالمم

ویرانه ام خوش است از آباد بگذرم

 

می میرم افتاب مرا خاک می کند

مثل غبار از گذر یاد بگذرم

 

بالم شکست باز هوس ، من کبوترم

هرگز نخواه از سر صیاد بگذرم


5 مرداد 1390


فرید ابدی

 


 
من به دنبال کسی می گردم
ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

من به دنبال کسی می گردم

که مرا از سر احساس, سر ذوق

ومرا اینگونه تنها و غریب

بپذیرد در خود

***

دل من خانه ی اوست

همه دنیای من ارزانی اوست

و بسازیم با هم

 خانه ای امن برای غم و شادی هامان

***

من به دنبال کسی می گردم 

که دراین خانه امن

 همه احساس مرا درک کند

و من او را دنیا, دل خود را دریا و خدا را تنها, همه فریاد زنم

که من آری; همه دنیا دارم

و به دنیای خودم می بالم

***

ولی اما او کیست?!!

او که تنها یادش, دل غمگین مرا شاد کند

من به امید وصالش همه رو صبر کنم..

 


 
دوره گرد
ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

صدای دوره گرد کوچه ی ما

صدای سردِ مردِ پیر و تنها

نگاه گرم و خسته . بی اراده

هم آغوش شب و کوی و ستاره

من چه میفهم تو را ای دوره گرد

اوج درد من همین دیدن توست

دیدنت تنها دلیل بودن توست

زندگی برای من یک خواب سرد

زندگی برای تو کابوس تلخ

من دلم دنبال عشق و شور و یار

تو ولی در فکر کار و کار و کار

تو نوازنده ای از یک شهر دور

من ولی همسایه ترس و غرور

دست خود را تو به من ده ای سرا پا زندگی

دست تو تنها رفیق روزهای خستگی

 


 
یار با وفا
ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

تمام احساسم رو به تو بخشیدم...

با اینکه برای تو خیلی کم بود;

من رو بی همه چیز کرد.

 

حالا من موندم و یه یار با وفا که احساس تلخش رو با من تقسیم کرده

 

تنهایی ...

 


 
عشق مادر -نویسنده ناشناس-
ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:

باران احمق

این است معنی مادر...

 


 
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم -فریدون مشیری-
ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:


بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

 


یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب ، آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن

 

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

 

تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

 

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم ، نرمیدم

 

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی از آن کوچه گذر هم

 

 

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم


دانلود آهنگ بی تو مهتاب ...